|
امکانات
آرشیو اطلاعات وبلاگ
------------- لوگو
لینکستان موسیقی سایت :: استاد اکبر گلپایگانی وبلاگ :: استاد گلپا --------------------------- سایت :: بیدارگر سایت :: شهر من اسدآباد وبلاگ :: آثار خوشنویسی آقای جعفر سجادی وبلاگ :: پروانه بی پروا وبلاگ :: اسیری در اثیری وبلاگ :: هشالهفت وبلاگ :: زمین شناسی وبلاگ :: معماری وبلاگ :: شعر ، شور و خاک
طراح قالب Designed by : Ali Sharifi طراح قالب و
سردبیر وبلاگ :
علی شریفی تاریخ تاسیس رسمی وبلاگ : 1384/7/11 همزمان با سالروز
تولدم با همکاری : سعید شریفی POWERED
BY
BLOGFA.COM
آرشیو ماهیانه
آبان 1388 |
موضوع : دانلود شاخه گل 211 با صدای استاد اکبر گلپایگانی ما و دل سودا زده سر مست الستیم سرگشته ز میخانه دو آشفته مستیم ای ساقی مستان به صفا رطل دمادم مخمور به گلزار که ما مست الستیم با کلامی موزون، زیبا و جذاب که اثر دل صفای اصفهانی است آغاز سخن می کنیم و با پستی دیگر در خدمت دوستان صاحب دل خواهیم بود. برای این پست یکی دیگر ار برنامه های فاخر و وزین گلها را با صدای استاد اکبر گلپایگانی در نظر گرفته ایم.
شاخه گل 211 مـژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم طایـر قدسـم و از دام جهــان برخیـزم یـارب از ابـــر هدایــت بـرسـان بارانی پیشتر زانکه چو گردی ز میان برخیزم به ولای تو که گر بنده خویشم خوانی از سـر خواجگی کون و مکان بـرخیزم بر سر تربت من بی می و مطرب منشین تا به بوید ز لحد رقص کنان برخیزم تو مپندار که از خاک سر کوی تو من به جفـای فلـک و جـور زمان برخیـزم
مرحوم استاد درویش خان -=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=- یک شاخه گل 211 هنرمندان: استاد اکبر گلپایگانی (آواز) ، استاد فرهنگ شریف (تار) آهنگ: مرحوم استاد غلامحسین درویش (درویش خان) اشعار متن برنامه : عطار، طالب آملی، حافظ، مولانا غزل آواز: حافظ (تک بیت آخر از سلمان ساوجی) گوینده : روشنک -=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
2
نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 18:59 توسط علی شریفی
| نظرات شما >
موضوع : سالروز تولد وبلاگ آوای گلپا - دانلود گلهای تازه 89 صبح است و صبا مشک فشان می گذرد دریاب که از کوی فلان می گذرد سحر برخیز چه خسبی که جهان می گذرد بویی بستان که کاروان می گذرد با کلامی موزون، زیبا و عرفانی که اثر دل عاشق خروشان و عارفی بزرگ، چون مولاناست آغاز سخن می کنیم و در خدمت دوستان صاحب دل خواهیم بود. برای این پست یکی از آوازهای زیبای استاد اکبر گلپایگانی در مایه دشتی را در نظر گرفته ایم و تقدیم به همه دوستان خواهیم کرد.
گلهای تازه 89 بگذشـت و بازم آتـش در خـرمن سکون زد دریای آتـشــیـــــنم در دیـده موج خــون زد دیـدار دل فـــروزش در پایم ارغــوان ریـخـت گفتـار جـان فـزایش در گوشم ارغنـــون زد خـود کـرده بود غارت عشقــش حوالی دل بازم به یک شبـیـــخون بر ملـک انـدرون زد سعدی ز خود برون شو گر مرد راه عشقی کان کس رسید در وی کز خود قدم برون زد -=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=- گلهای تازه 89 (دشتی) هنرمندان: استاد اکبر گلپایگانی (آواز)، استاد علی تجویدی (ویولن)، استاد فرهنگ شریف (تار) استاد منصور صارمی (سنتور)، استاد جهانگیر ملک (تنبک) اشعار متن برنامه و غزل آواز : سعدی گوینده : فخری نیکزاد -=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=- تولد وبلاگ آوای گلپا
وبلاگ آوای گلپا وارد پنجمین سال فعالیت خود می شود. فاش می گویم و از گفته خود دلشـادم بنــده عشـــقم و از هـر دو جهـان آزادم نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست چه کنم ؟ حرف دگــر یـاد نداد اسـتـادم یازدهم مهرماه سالروز تولد و تاسیس وبلاگ آوای گلپاست. خوشبختانه چهارمین سال فعالیت و خدمت در وبلاگ آوای گلپا را پشت سر گذاشتم و این وبلاگ وارد پنجمین سال فعالیت خود می شود. در طول مدت گذشته افتخار آشنایی و دوستی با همراهان و دوستان زیادی نصیبم گردیده است. مهمتر از آن افتخار دیدار و گفتگو با تعدادی از هنرمندان طراز اول موسیقی فاخر ایرانی نیز حاصل و توشه این ره بوده است. در طول این مدت تا جایی که در توانم بوده، تمام فکر و هم و غمم، اشاعه و ترویج موسیقی فاخر و اصیل و هنر ناب ایرانی بوده است. امیدوارم توانسته باشم در این راه موفقیتی کسب کرده باشم. از تمام کسانی که با بنده همراه و هم نفس بوده اند صمیمانه تشکر می کنم و در ضمن منتظر نظرات سازنده، پیشنهادها، راه کارها و دلگرمی های همه دوستان صاحب نظر و صاحب دل خواهم بود. با تشکر ، ارادتمند و مخلص همه شما : علی شریفی
2
نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 0:34 توسط علی شریفی
| نظرات شما >
موضوع : نظر استاد روح الله خالقی در مورد استادان ادیب خوانساری و اکبر گلپایگانی زنده یاد استاد روح الله خالقی در برنامه رادیویی یادی از هنرمندان در مورد استاد ادیب خوانساری چنین می گوید: « 18 سال داشت، در یک غروب خون آلود، هنگامی که شاخ و برگ درختان رنگ زعفرانی می گیرد، شهر خوانسار را ترک گفت. وقتی در جاده سنگلاخ بیابان بی خبر از یار و دیار، با اسب سفید رنگ به طرف اصفهان می رفت، نخستین نغمه دل آویزش در سینه بیابان پیچید و چنین گفت: ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش هنگامی که به اصفهان رسید از شوق و ذوق دست خدمت و ارادت به سینه زد و نزد سید رحیم استاد معروف زمان به فرا گرفتن رموز آوازهای ایرانی همت گماشت. شب های مهتابی در کنار امواج جوشان و خروشان زاینده رود، مرد و زن، پیر و جوان برای شنیدن صدای ادیب، نفس ها را در سینه حبس می کردند و قلب دختران جلفا، از شنیدن نغمات دلپذیرش در سینه می لرزید. چند سالی بیش در اصفهان نماند و پس از یک سال هم سیر و سفر در جنوب ایران، به پایتخت آمد و نزد مرحوم حسین اسماعیل زاده، استاد کمانچه باز هم به فرا گرفتن رموز موسیقی پرداخت. از آغاز کار به ترانه های محلی بختیاری عشق فراوان داشت. این است یکی از آن نمونه ها، بنام شلیل از آهنگ های بختیاری که در سالیان پیش در صفحه ضبط شده و از او به یادگار مانده است. دانلود تصنیف محلی شلیل با صدای استاد ادیب ... سال ها گذشت، کم و بیش مردم ادیب خوانساری را شناختند و صدای روح نوازش در صفحات متعدد همراه با ساز نوازندگان مشهور به گوش مردم صاحب ذوق رسید. نخستین بار هم به خواهش عده ای از دوستان در نمایش نامه "عباسه" اثر رضا شهرزاد شرکت کرد و در جامعه باربد به روی صحنه ظاهر شد. ادیب خواننده ای است بسیار پر مایه و استاد. به رموز موسیقی و دستگاه ها خوب وارد است. صوتش گرم و خوش آهنگ است. از خوانندگان صاحب سلیقه ای است که همه او را به استادی می پذیرند. با استادانی چون مرحوم ابوالحسن صبا، حسین یاحقی، مرتضی محجوبی، و دیگران همکاری صمیمانه داشت. صفات اخلاقیش ستودنی و مردی منظم و خوش طینت است. اکنون یکی دیگر از نمونه های آواز ادیب که سالها قبل در صفحه ضبط شده در این برنامه به یاد استاد به گوش علاقه مندان می رسد.» سپس آوازی در دستگاه همایون همراه پیانوی زنده یاد استاد مرتضی خان محجوبی پخش می شود با این مطلع: عشق بازی نه من آخر به جهان آوردم یا گناهیست که اول من مسکین کردم
دانلود آواز همایون و بیداد - آواز استاد ادیب خوانساری با پیانو استاد مرتضی محجوبی -=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
استاد روح الله خالقی در اواخر دهه 1330 در مقاله ای در مورد استاد اکبر گلپایگانی چنین نوشته اند: در بهار سال جاری، روزی سرپرست محترم برنامه گلها به من گفتند: به تازگی گلی یافته ام که رایحه ای خوش و رنگی زیبا دارد. گفتم: شک نیست که در بهاران می باید در انتظار روییدن گلهایی خوش بو و زیبا بود ولی بفرمایید این گل زیبا در کجا روییده و هم اکنون در کدام گلستانی عطر افشانی میکند؟ در پاسخم فرمودند: این گلی است که من در تهران یافته ام، گو اینکه نامش وی را از سرزمین دیگری معرفی میکند اما من او را در همین تهران خودمان یافته ام و به جرات میتوانم بگویم که الحق گلی دوست داشتنی هست. نام این گل علی اکبر و نام خانوادگیش گلپایگانی است و همان طور که تذکار کردم در گلزار هنر گلپایگان به عرصه وجود گام ننهاده بلکه در سال 1312 در تهران متولد شده و هم اکنون همه وی را گلپا می نامند. صحبت آن روز من و آقای پیرنیا بنیان گذار و سرپرست برنامه های گلها به آنجا انجامید که ایشان نواری را که از صدای گلپا تهیه فرموده بودند روی دستگاه ضبط صوت نهادند و مدعای خود را در باب انتخاب گلی خوش رایحه به اثبات رسانیدند. گلپا در خانواده ای زاده شده که تقریبا تمام افراد آن صدای مطلوب داشته اند. خودش می نویسد: دارای پنج برادر و یک خواهرم که تمام آنها دارای صدای خوش میباشند. آواز خواندن در خانواده ما ارثی است، چنانکه پدر بزرگم و پدرم هر دو از کسانی هستند که دارای صدائی خوش بوده اند. گلپا از همان اوان کودکی بنا به توصیه پدر بزرگوارش به خواندن پرداخته و در ظل توجهات و تعالیم وی به مبانی موسیقی آشنا گشته است. خودش نقل میکند: از کودکی دارای صدا بوده ام، مانند برادرانم پایه و اساس موسیقی را نزد پدرم فرا گرفته و پس از آن نزد استاد محترم نور علی خان برومند ردیف موسیقی ایرانی را فرا گرفته ام. نور علی خان برومند که گلپایگانی از ایشان نام برد یکی از مفاخر هنر موسیقی کلاسیک ایرانی است. از نوازندگان زبردست سنتور است، سه تار نیز می نوازد و نواختن ضرب هم میداند. با تمام موسیقی دانهای قدیمی مانوس بوده و به همین سبب، هم اکنون یگانه کسی است که قولش برای اهل موسیقی معتبر و حجت است. به هر حال همچنان که خود گلپا نقل کرد مدت شش سال نزد نورعلی خان تلمذ کرده و سپس شخصا به مطالعه پرداخته است. باز هم می نویسد: ولی باید یادآوری کنم که مدت های مدید از نوارها یا صفحات آواز استاد فقید طاهر زاده استفاده کرده ام. در ضمن باید بگویم که آقای ادیب خوانساری هنرمند معروف حق زیادی به گردن من دارند و به نظر من ایشان بنیانگذار مکتبی در آواز هستند که مشهور به مکتب اصفهان است. گلپا در این زمینه باز هم اطلاعاتی در اختیار خوانندگان گرامی خواهد گذاشت ولی در برابر سوال من در زمینه چگونگی تحصیلات خود گفت: تحصیلات ابتدائی را در مدرسه فرهنگ و اقبال و تحصیلات متوسطه را در دبیرستانهای بدر و نظام و پس از آن در دانشکده افسری و علوم و پس از آن کلاس تخصصی نقشه برداری را در مدرسه نقشه برداری سازمان برنامه به پایان رسانده ام و پس از آن دوره کارشناسی بانک را دیده ام و در حال حاضر کارشناس بانک رهنی هستم. چه بسیارند کسانی که خداوند صدایی مطلوب به ایشان عطا کرده ولی چون واجد ذوق هنری نبوده و اطلاعات عمومی و بویژه ادبی آنها ناچیز بوده است نتوانسته اند از این موهبت الهی به نحو احسن و اکمل برخوردار شوند و دیگران را نیز به حظی برسانند. اینان همچون گلهایی خوش رنگ هستند که رایحه ای از آنها به مشام نمیرسد... زود رسند و اندک پای به همین سبب است که وقتی گلی با خصائص گلپا در گلزار هنر ایران پیدا شد می باید مقدمش را گرامی داشت و در حراستش کوشید... گلپا واجد صدایی است که لطافت و نرمی را به وجه اکمل دارا میباشد. شاید از لحاظ تمبر و زنگ صدا یعنی از لحاظ کالیته و جنس، اندکی جوان به نظر آید یعنی آن پختگی لازم را هنوز واجد نباشد ولی ذوق و هنر گلپا تا آنجاست که کسی جز به لطافت و زیبائی خوانندگی وی توجه به چیز دیگری پیدا نمیکند. گلپا کاملا بر صدای خود تسلط دارد به هر نحو که بخواهد میتواند آن را بگرداند و به هر کجا که بخواهد میتواند آن را هدایت نماید. غلت ها و تحریرهای صدایش بی غش و ناب است مطلقاً محض الله تحریر نمی دهد و عنان صوت خویش را بدست تقدیر نمیسپارد. مقتضای شعر و لحن را در نظر میگیرد و چنان این دو را به طرفه العین به هم می آمیزد که گویی جز این نبوده و از این مطلوب تر کسی نخواهد توانست موسیقی را با آواز تلفیق و اجرا نماید. گلپا بحث جالبی را شخصاً پیش کشیده و درباره اش سخن گفته است که دریغ است در اینجا نقل نشود: در خوانندگی دو مکتب در ایران وجود داشته، یکی مکتب اصفهان و دیگر مکتب تبریز، به عقیده بنده پایه گذار و شاخص مکتب تبریز آقای اقبال السلطان آذر است و در مکتب اصفهان نیز همانطور که قبلا گفتم باید از استاد ارجمند آقای ادیب خوانساری نام برد. یگانه صدایی که توانست روح مرا اقناع کند صوت ادیب بود و در اینجا باید این نکته را متذکر شوم که اصولا من از تقلید بدم می آید و به هیچ وجه از ادیب تقلید نمیکنم ولی پیرو مکتب ادیب که همان مکتب اصفهانی هست میباشم. من معتقدم که ردیفهای موسیقی ایرانی به منزله چهار عمل اصلی (در حساب) می باشد که باید هر خواننده آن را بداند. اگر شخصی بخواهد خوب بخواند باید حتماً به ردیف تسلط کامل داشته باشد تا بتواند از گوشه های ظریف و باحال که در موسیقی ایرانی فراوان یافت می شود استفاده نماید و شعر را در قالب آن ریخته، با تحریرهای متنوع و به جا تحویل شنونده دهد. اینجا دیگر مسئله بستگی به ذوق خواننده دارد که شعر و تحریر را به چه شکل به هم آمیزد. علی اکبر گلپایگانی خواننده محبوب و مشهور برنامه گلها ده ماه است که همکاری خود را با رادیو آغاز کرده و منحصراً در برنامه گلها آواز می خواند. هنرمندی است متواضع و مودب که از شب زنده داری های بی حساب و آزار دهنده تا آنجا که بتواند اجتناب میکند. به هنر خود فوق العاده علاقه مند است و کوشش می کند از تظاهراتی که جنبه ابتذال دارد دوری گزیند. همیشه معتقد بوده و هست که هنرمند در هر حال و در هر سن و سال به معلومات خود بیافزاید و در پی فرا گرفتن اطلاعاتی باشد که راه وصول به مطلوب و کمال را بر وی کوتاه تر سازد.
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 16:30 توسط علی شریفی
| نظرات شما >
موضوع : گلهای رنگارنگ 246ب (آواز استاد گلپا - آهنگ و اشعاری از عارف قزوینی) گم شدم در خود چنان کز خویش ناپیدا شدم شبنمی بودم ز دریا غرقه در دریا شدم چون دل عطار بیـــرون دیدم از هــر دو جهان من ز تاثیر دل او بی دل و شیــدا شدم با کلامی موزون و زیبا که اثر دل خروشان عاشق دل سوخته ای چون شیخ عطار است، آغاز سخن می کنم و با پستی دیگر در خدمت دوستان صاحب دل خواهم بود. در این پست یکی از زیباترین برنامه های گلهای رنگارنگ را تقدیم همه هنردوستان و شیفتگان موسیقی فاخر ایرانی می کنم. گلهای رنگارنگ 246ب نوازندگان ارکستر گلها، آهنگ دشتی "از خون جوانان وطن" اثر عارف قزوینی را به صورت بی کلام می نوازند و روشنک گوینده برنامه، اشعار زیر را از عارف قرائت می کند: به رغم چشم بی پا من از شراب شدم خدا خــراب کند خانه ات ، خـــراب شدم مرا در آتش هجــــران گداختــی یک عمر چه شد که این همه مستوجب عذاب شدم پس از اتمام آهنگ، روشنک، ابیات دیگری از عارف را قرائت می کند. فتادم از نظر آن لحظه ای که دور شدم خوشم به گریه که از دست هجر کور شدم گهی به میکده و گاه در خراباتم هزار شکر که با اهل درد جور شدم سپس استاد اکبر گلپایگانی به همراهی ویولن مرحوم استاد پرویز یاحقی غزل زیر که از عارف است را در مایه دشتی می خواند.
غزل آواز محیط گریه و اندوه و غصه و محنم کسی که یک نفس آسودگی ندید منم چو شمع آب شدم بس که سوختم فریاد که دیگران ننشستند پای سوختنم به چشم من همه گلهای گلستان چون خار خلد ، اگر به تماشای گل نظر فکنم بگو به یار که اندر پی هلاکت من دگر مکوش که خود در هلاک خویشتنم پس از اتمام ساز و آواز روشنک ابیات پایانی برنامه را که همچون اشعار قبلی از عارف می باشند را قرائت می کند. ز طفلی آنچه به من یاد داد استادم به غیر عشق برفت آنچه بود از یادم بکند سیل غم عشــق بیخ و بنیادم به باد رفت ز بیداد هجر بنیادم پایان بخش برنامه اجرای تصنیف "از خون جوانان وطن" با صدای بانو الهه و همکاری ارکستر گلها می باشد.
تصنیف آواز بهاری (از خون جوانان وطن) هنگام می و فصل گل و گشت (جانم گشت ، خدا گشت) چمن شد دربار بهاری تهی از زاغ و (جانم زاغ و خدا زاغ و) زغن شد از ابر کرم خطه ری رشک ختن شد دل تنگ چو مرغ (جانم مرغ) قفس بهر وطن شد چه کج رفتاری ای چرخ ، چه بد کرداری ای چرخ سر کین داری ای چرخ ، نه دین داری نه آیین داری ای چرخ از خون جوانان وطن لاله (جانم لاله ، خدا لاله) دمیده وز ماتم سرو قدشان سرو (جانم سرو ، خدا سرو) خمیده در سایه گل ، بلبل از این غصه خزیده گل نیز چو من در غم (چو من در غمشان) جامه دریده چه کج رفتاری ای چرخ ، چه بد کرداری ای چرخ سر کین داری ای چرخ ، نه دین داری نه آیین داری ای چرخ
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=- گلهای رنگارنگ 246ب (دشتی) خوانندگان : استاد اکبر گلپایگانی (آواز) ، بانو الهه (تصنیف) نوازندگان : استاد پرویز یاحقی (ویولن) ، تنبک: ؟ آهنگساز و ترانه سرا : استاد عارف قزوینی تنظیم و هارمونی آهنگ : استاد روح الله خالقی اشعار متن برنامه و غزل آواز : عارف قزوینی گوینده : روشنک -=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=- بسیاری از دوستان در مورد حال استاد گلپا سوال کرده بودند. خوشبختانه حال استاد گلپا رو به بهبودی و سلامت است و ایشان در حال حاضر در حال استراحت هستند و بسیار خوشحالیم که استاد بعد از آن حادثه و بیماری، اکنون در سلامت هستند و خداوند منان را نیز از این بابت شکر می گوییم.
2
نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 0:10 توسط علی شریفی
| نظرات شما >
| ||