تبليغاتX
[Avaye Golpa] The Monarch  Avaz in Iran
 
[  نمی دونم چه دردی داری ای دل که هر شب تا سحر بیداری ای دل ! گلت را شاید از غم ها سرشتند که از خود هم تو در آزاری ای دل ! - آوای جاودان استاد اکبر گلپایگانی و سایر اساتید ، اخبار موسیقی ، عرضه آثار هنرمندان و... در وبلاگ آوای گلپــا ]



 موضوع : شکل گیری موسیقی در رادیو و پیدایش برنامه های گلها


 

شکل گیری موسیقی در رادیو و پیدایش برنامه های گلها

پیدایش موسیقی در رادیو ایران

یک سال پیش از حمله متفقین به ایران (سال 1319) رادیوی ایران تاسیس شد و اداره آن به سازمانی که اداره کل انتشارات و تبلیغات نامیده شد، واگذار گردید و مدیریت این سازمان جدید التاسیس به دکتر عیسی صدیق اعلم که استاد دانشگاه بود سپرده شد. تصمیم به خرید فرستنده برای تاسیس مرکز رادیو در سال 1316 در اداره بیسیم گرفته شد. پس از خاتمه ساختمان و نصب فرستنده و استودیو سرانجام در ساعت 7 بعداز ظهر روز چهارشنبه چهارم اردیبهشت ماه سال 1319 (آوریل 1940 میلادی) به وسیله ولیعهد وقت، محمدرضا پهلوی به وسیله فشار دادن دکمه ای، فرستنده رادیو گشایش یافت و هیات وزیران نیز با لباس رسمی در سالن ساختمان فرستنده حضور داشتند.

در آن تاریخ برق تهران شبانه روزی نبود، از این جهت برنامه های رادیو هم محدود به ساعات معینی می شد. بدین ترتیب رادیو ایران که در اردیبهشت 1319 افتتاح شده بود در روز فقط 2 برنامه داشت. بخش اول : از ساعت 12 تا 13/30 و بخش دوم : از ساعت 18 تا 23/30. در بخش اول و دوم هر روز چهار گفتار خوانده می شد و هر گفتار به مدت 15 دقیقه بود. سپس چند صفحه موسیقی ایرانی و غربی پخش می شد. ضمناً در هر بخش آخرین اخبار ایران و جهان پخش می شد. علاوه بر این ترجمه خلاصه اخبار در بخش دوم به زبان های عربی، ترکی، فرانسه، آلمانی، انگلیسی و روسی هم پخش می شد.

موسیقی اروپایی که در رادیو پخش می شد توسط کمیسیون موسیقی و رادیو که بخشی از سازمان مرکزی پرورش افکار بود طرح ریزی می گشت و ارکستر آن از استادان چک و هنرآموزان هنرستان عالی موسیقی تشکیل شد که هفته ای چند شب قطعاتی از موسیقی کلاسیک اروپایی را در رادیو اجرا می کردند و سرپرستی آن با غلامحسین مین باشیان بود. مین باشیان فرزند غلامرضا مین باشیان (سالار معزز) بود و تحصیلات خود را در رشته ویولن در آلمان انجام داد. در اواخر سال 1313 غلامحسین مین باشیان به جای شادروان علی نقی وزیری به ریاست هنرستان عالی موسیقی منصوب گشته بود. مین باشیان به علت عدم اطلاع از موسیقی ملی، نسبت به این رشته بی علاقه بود و چون با دستگاه رضا شاه بستگی داشت، اداره ای به نام موسیقی کشور دایر کردند و ابلاغ ریاست آن را هم برای مین باشیان صادر کردند. مین باشیان در سال 1317 هنرمندان موسیقی چک را استخدام کرد که از بدو تاسیس رادیو، آنها در رادیو برنامه اجرا می کردند. بعد از حادثه سوم شهریور 1320 و اشغال ایران و تغییر سلطنت، سازمان پرورش افکار منحل گردید و در مهرماه 1320 علینقی وزیری دوباره بر ریاست هنرستان موسیقی منصوب گشت.

در واقع به علت نادیده گرفتن موسیقی ملی توسط مین باشیان، برنامه آموزش موسیقی ایرانی نیز از برنامه های هنرستان عالی موسیقی حذف شده بود. در دوره نخست وزیری محمد علی فروغی، وزیری به ریاست هنرستان موسیقی و اداره موسیقی منصوب گشت. تا این موقع یک ارکستر 17 نفری از موسیقی دانان اروپایی در رادیو نوازندگی می کردند و فقط آهنگهای اروپایی اجرا می شد. از اولین اقدامات وزیری در این زمان تاسیس ارکستر نوین بود. مرحوم وزیری ارکستر نوین را مرکب از تعدادی فارغ التحصیلان هنرستان و نوازندگان دیگر تشکیل داد که قطعات موسیقی ایرانی را به روشی منظم و با اصول صحیح در رادیو اجرا کنند. این ارکستر از یکشنبه دوم آذر ماه 1320 در رادیو شروع به نوازندگی کرد. ویولن اول و سولیست آن مرحوم استاد ابوالحسن صبا بود. این ارکستر تا سال 1325 هفته ای دو بار در رادیو برنامه اجرا می کرد.

با بازگشت وزیری و رونق موسیقی فاخر ایرانی، بسیاری از هنرمندان برجسته همکاری صمیمانه خود را با رادیو آغاز کردند. خوانندگانی چون استادان ادیب خوانساری ، قمرالمولک وزیری ، تاج اصفهانی ، روح انگیز ، عبدالعلی وزیری ، جواد بدیع زاده ، روح بخش ، غلامحسین بنان ، غراب زاده و ... و نوازندگانی چون استادان : مرتضی محجوبی ، ابوالحسن صبا ، علی اکبر شهنازی ، حبیب سماعی ، مرتضی نی داود ، مهدی خالدی ، جواد معروفی ، حسین سنجری ، مهدی نوائی و ... در برنامه های موسیقی ایرانی رادیو هنرنمایی می کردند. بیشتر آهنگهایی که در آن دوره اجرا می شد از استادان علی نقی وزیری و روح الله خالقی بود. در سال های قبل از 1330 رادیو 7 ارکستر داشت که عبارت بودند از : ارکستر مرتضی محجوبی، ارکستر انجمن موسیقی ملی، ارکستر مهدی خالدی، ارکستر مجید وفادار، ارکستر ابراهیم منصوری، ارکستر خادم میثاق، ارکستر عادل آخوند زاده.

به علت تحریکاتی که از طرف پرویز محمود و اطرافیان او علیه تدریس موسیقی ملی در هنرستان عالی موسیقی انجام گشته بود، مرحوم روح الله خالقی انجمن موسیقی ملی را به علت مقابله با این تحریکات تشکیل داد. اولین نشست انجمن موسیقی ملی به دعوت روح الله خالقی در اسفند ماه 1322 تشکیل گردید و انجمن مذکور در تیر ماه 1323 تاسیس گشت. اولین کنسرت انجمن موسیقی ملی با حضور علینقی وزیری رئیس اداره موسیقی کشور و کسب موافقت وزارت فرهنگ در تاریخ 24 اردیبهشت 1323 در سالن دبیرستان نظام برگزار گردید و اجرای برخی آهنگهای محلی در برنامه های کنسرت مورد توجه قرار گرفت .

در سال 1324 باشگاه موسیقی به همت روح الله خالقی و سلیمان سپانلو تاسیس گشت و سرپرستی موسیقی رادیو نیز از طرف اداره کل تبلیغات به انجمن موسیقی ملی واگذار شد که به مدت دو سال ادامه داشت. در سال 1325 با روی کار آمدن پرویز محمود و انتصاب او به ریاست هنرستان عالی موسیقی، برنامه های موسیقی ایرانی مجدداً از هنرستان حذف گردید. وزیری نیز به دانشگاه منتقل شد و مدرس زیبایی شناسی در هنر شد. در همین سال برنامه های موسیقی ارتش در رادیو گشایش یافت. در سال 1326مسئوليت موسيقي راديو از دايره اختيارات انجمن موسيقي ملي سلب شد و تصدي گری موقت ابراهيم منصوري  بر رياست موسيقي راديو آغاز شد. در سال 1327طرح تفكيك آموزش موسيقي ايراني از موسيقي غربي و طرح دوره آموزش عالي در هنرستان موسیقی به تصویب رسید.

از اوایل سال 1330 و حتی قبل از آن، از رونق موسیقی ایرانی در رادیو خبری نبود. هرمز فرهت در مقاله ای در جهت اعتراض به وضع آشفته موسیقی رادیو چنین می نویسد: «وقتی شکایت خود را با بعضی کسانی که در امور رادیو دخالت دارند در میان نهادم به من گفتند این موسیقی که مورد دلخوری شماست مردم پسند است و بایستی آن را با موسیقی رقص یا موسیقی جاز غربی مقایسه کنید. به ایشان جواب دادم که رقص و جاز به طور طبیعی به مرور زمان و با وفق محیط به وجود آمده و مورد استعمالش مشخص و محدود است، در حالی که این موسیقی رقص عجیب ایرانی یک موجود مصنوعی و سراپا تقلید است که برای تامین بهره مادی اشخاص در عرض چند سال ایجاد شده و به وسیله دستگاه های رادیو شبانه روز به مردم بیچاره تحمیل می گردد. ... به همت رادیو برای این مردم موسیقی مبتذل و از چند جانب حرامزاده اختراع شده است. عجیب نیست اگر مردم دیگر از موسیقی اصیل ایرانی چیزی نفهمند، چون بدون شک ذوق و فهم هنرشان در قبال اینگونه ابتکارات فاسد شده است... بدبختانه این رادیو است که صدایش به سراسر این کشور و حتی به هر ده کوره می رسد و این رادیو است که نه تنها موسیقی شهری ما را به این حالت رقت آور کشانیده است بلکه دارد کم کم موسیقی محلی ایران را نیز نابود می سازد. این خوانندگان و هنرمندان، امروز ستارگان هالیود ایران هستند و همان اندازه که ارزش هنریشان ناچیز است درآمد مادیشان زیاد است. نه تنها رادیو بلکه مطبوعات کشور نیز که عامل دیگر اطلاعات و روشنی افکار عمومی هستند صفحات خود را با تصاویر زشت و اخبار کودکانه درباره آن بی هنران پر می کنند. ناگفته نگذاریم که از چند تن نوازندگان برجسته و وارد به موسیقی اصیل ایرانی در رادیو استفاده می شود، ولی اکثر این موسیقی دانان از وضع رادیو بسیار شاکی و ناراحت هستند و بعضی هاشان در این اواخر این دستگاه را ترک کرده و بی نهایت تاسف را دارند که از نوارهای ایشان کماکان استفاده می شود و برای این استفاده هیچگونه کسب اجازه از ایشان نمی شود.»

 

پیدایش برنامه های گلها

ظهور پديده اي به نام رسانه هاي ارتباط جمعي که روز به روز بر رونق آن افزوده می شد و پيامد آن بروز تغييرات بنيادين در فرهنگ، موجب تغيير ذائقه فرهنگي شد. دراين شرايط ممكن بود بر اثر برخي تندروي ها (به علت خود كم بيني، شيفتگي و اطاعت محض از فرهنگهاي بيگانه) يا كندروي ها (به علت تعصبات نابجا و پافشاري بر سنتهاي به جاي مانده از گذشته) موسيقي سمت و سوي درستي نيابد و واقعيات اجتماع را ناديده بگيرد، اما در شرايطي اين چنين با همت و تلاش مرحوم داوود پيرنيا و عده اي از هنرمندان دلسوخته و به منظور حفظ و نگاهداشت موسيقي اصيل ايران، برنامه گلها در راديو شكل گرفت و از طريق اين رسانه تازه تأسيس موسيقي، فاخر ايراني به گوش شنوندگان رسيد.

پيرنيا درسال ۱۲۷۹در تهران متولد شد. دوران طفولیت را تحت توجهات پدر بزرگوارش مرحوم حسن پیرنیا (مشیر الدوله) که از رجال خوشنام و روشنفکر آن زمان بود گذراند. تحصیلات ابتدایی را طبق سنن و آداب آن زمان در منزل و نزد استادان و معلمین وقت فرا گرفت و سپس برای ادامه تحصیلات و فراگیری دروس زبان و غیره به مدرسه سن لوئی که زیر نظر معلمین و استادان فرانسوی اداره می شد قدم نهاد. پس از این دوران به جهت گذراندن دوران تحصیلات عالیه به سوئیس عزیمت کرد و در دانشگاه لوزان در رشته دکترای حقوق فارغ التحصیل شد. پس از بازگشت به وطن به خدمت در وزارت دادگستری مشغول گردید. پیرنیا بنیان گزار و موسس کانون وکلا در ایران بود. در وزارت دادگستری تا رتبه یازده قضائی مدارج را طی کرد و سپس به وزارت دارایی منتقل شد و در این وزارتخانه اقدام به تاسیس اداره احصائیه (آمار) نمود که برای اولین بار در ایران چنین اداره ای به وجود آمد. پیرنیا در حین فراگیری تحصیلات عالیه، با موسیقی کلاسیک آشنایی کامل پیدا کرد و نواختن پیانو را به خوبی فرا گرفت و ادبیات و موسیقی ایران را نیز از یاد نبرد. به زبان های فرانسه، آلمانی، انگلیسی تسلط کامل داشت و در زبان فرانسه تا حد ادبیات عالیه این زبان پیشرفت کرد. بعد از چندی در نخست وزیری به سمت رئیس بازرسی کل در سطح کشور و سپس عهده دار پست معاونت نخست وزیری گردید. پیرنیا همواره در فکر احیای موسیقی سنتی و اصیل ایرانی و زنده نمودن فرهنگ و ادبیات ایران بود و همین فکر باعث شد که به فکر ایجاد برنامه های گلها بیفتد و همواره در این راه با استادان بنامی چون: کلنل علینقی وزیری، مرتضی محجوبی، ابوالحسن صبا، روح الله خالقی، حسین یاحقی، احمد عبادی، مهدی خالدی، علی تجویدی، جواد معروفی و ... تبادل نظر و همفکری داشت و این علاقه شدید باعث گردید که مشاغل دولتی را کنار گذارده و با جدیت هدف والای خود را دنبال کند و برنامه هایی ارزنده که امروز همچون گنجینه ای گرانبها به یادگار مانده است از خود باقی گذارد و موسیقی فاخر ایرانی، ادبیات و فرهنگ غنی این کشور متمدن را نه تنها به مردم ایران بلکه به مردم سایر ملل نیز معرفی نماید و به این امر مهم که تا قبل از ایجاد برنامه های گلها، نه تنها توجهی نمی شد بلکه در بوته فراموشی سپرده شده بود پرداخت.

داود پیرنیا یکی از خدمتگزاران بزرگ موسیقی و ادب ایران در دوره معاصر است و ارزش والای خدمات او به خصوص از آن جهت است که او مبدع و مبتکر روشی بود که قبل از او کسی به آن توجهی نداشت و آن روش تلفیق شعر و موسیقی به گونه ای نو و کمک گرفتن از یکی برای تفهیم و تاثیر ارزش دیگری بود. پيرنيا در مورد تأسيس برنامه «گلها» و علاقه اش به موسيقي مي گويد: «از اوان كودكي ، علاقه بسياري به گل، بخصوص گل لاله داشتم. به خاطر دارم ، وقتي كه دبير ادبيات، تكليفي داد تا بر قطعه اي از «روسو» شاعر و نويسنده فرانسوي تفسيري بنويسم، وقتي براي چندمين بار آن قطعه را خواندم از خانه همسايه آهنگي به گوشم رسيد كه از نظر مفهوم با قطعه «روسو» شباهت داشت. رابطه آن شعر و آهنگ به اندازه اي مشغولم كرد كه به خانه همسايه رفتم و پس از عذرخواهي اسم آن آهنگ را پرسيدم. گفتند: «تنهايي » كه يكي از آثار غيرمشهور «شوپن » است

 

ایجاد برنامه گلها

در سال 1334 فکر ایجاد برنامه ای به نام گلها که حاوی موسیقی اصیل ایرانی همراه با شعر بود از سوی داود پیرنیا مطرح گشت. تا آن زمان موسیقی رادیو دستخوش هرج و مرج شده بود و رو به زوال می رفت. مخلوطی از موسیقی عربی، ترکی، هندی و غیره را که فاقد محتوای فرهنگ با سابقه موسیقی ایرانی بود بدون هیچ کیفیت صحیحی عرضه می کردند. برنامه های گلها به همت و کوشش داود پیرنیا و موسیقی دانان و استادان برجسته، دوره ای دیگر از موسیقی ایرانی را آغاز کرد و جایگاه واقعی هنر و هنرمند در آن مشخص است.

مرحوم پیرنیا در مصاحبه ای چنین می گوید:

«معانی و مفاهیم، وقتی با بیانی لطیف ادا شد، بر دل می نشیند و هرگاه در قالب نظم در آید و موزون گردد، آن می شود که شعرش می نامیم و این از عهده بشری که تمدنش از نظر معنوی به درجات عالی نرسیده  باشد، ساخته نیست. شعر ما که از نظر کیفیت و کمیت در دنیا بی نظیر است نیز یکی از نمودارهای تمدن عمیق و ریشه دار ایران است و من شناساندن این گونه مظاهر تمدن و مفاخر هنر ایران را افتخاری بزرگ می دانم و به قدری به این کار علاقمندم و برای آن اهمیت قائل هستم که از هر آنچه غیر آن است ، بگسسته ام و به آن دل بسته ام و تا زمانی که بتوانم به گلها، خاصه گلهای ایران عشق می ورزم ، عشقی که تا به خاطر دارم در دل داشته ام و همواره در تزایدش دیده ام.»

زنده یاد اسماعیل نواب صفا در کتاب قصه شمع چنین می نویسد: «در اویل سال 1335 که از خرمشهر به تهران منتقل شده بودم و هنوز در گمرک تهران کار می کردم، در بعضی از شبهای تابستان برنامه های کوتاه مدتی همراه با آواز خانم فرح و تار آقای ابراهیم سرخوش پخش می شد که اشعاری هم از برخی شعرای معروف به وسیله گوینده ای به نام روشنک خوانده میشد و به برنامه حالت دلپذیری می داد.»

در واقع نواب صفا معتقد است وجود چنین برنامه ای ریشه در ایجاد برنامه گلها دارد.

برنامه های گلها از نظر نوع و اجرا به چندین سلسله برنامه مشخص، متمایز می شوند: گلهای جاویدان، گلهای رنگارنگ، برگ سبز، یک شاخه گل، گلهای صحرایی و گلهای تازه. اینک به بررسی هر کدام از این برنامه ها می پردازیم.

 

برنامه گلهای جاویدان

این برنامه فاخر به مدت 45 دقیقه بوده است و در این برنامه خبری از اجرای تصنیف و ارکستر نیست. گاهاً در این برنامه اشعاری به صورت ضربی اجرا می شده است. در برنامه های گلهای جاویدان یک و یا دو خواننده شرکت می کردند که به اجرای آواز می پرداختند. در مورد این برنامه عده ای معتقدند که سطح آن از دیگر برنامه های گلها بالاتر بوده و حتی عده ای معتقدند این برنامه ها مخصوص طیف خاصی از جامعه اعم از موسیقی دانان ، اساتید دانشگاه و ... بوده است که با پژوهش در سایر برنامه های گلها متوجه می شویم این خصیصه در سایر برنامه های گلها نیز مشهود است.

در برنامه های گلهای جاویدان اکثراً از اشعار شاعران متقدم و گذشته استفاده می شده است و در بسیاری از برنامه ها قبل از اجرای ساز و آواز، شرح و گفتاری در مورد یکی از شاعران برجسته متقدم توسط دانشمندانی از قبیل استادان : دکتر لطفعلی صورتگر ، علی دشتی، دکتر ضیاء الدین سجادی، رهی معیری، داود پیرنیا و ... توسط خود ایشان (با صدای خودشان) و یا گوینده برنامه قرائت می شود. شکل و فرم اجرای برنامه به این شکل است در ابتدای برنامه، محمد شیرخدایی قطعاتی را در مخالف سه گاه با ساز قره نی (کلارینت) می نوازد و در واقع این مخالف سه گاه آرم همیشگی برنامه های گلهای جاویدان بوده است. سپس گوینده برنامه دو بیت از سعدی را قرائت می کند و در واقع این بخش نیز، جزئی از آرم برنامه است. این دو بیت چنین است:

به چه کار آیدت ز گل طبقی

از گلستان من ببر ورقی

گل همین پنج روز و شش باشد

وین گلستان همیشه خوش باشد

در برنامه هایی که حاوی گفتارهایی در مورد شاعران است، این گفتار توسط خود نویسنده و یا گوینده برنامه قرائت می شود و در اکثر برنامه ها این قسمت با سه تار استاد احمد عبادی و یا نی استاد حسن کسایی همراه است. سپس نوازنده های دیگری تک نوازی و یا هم نوازی می کنند و نوبت به ساز و آواز برنامه می رسد که گاهاً در برنامه هایی 2 خواننده مختلف این قسمت را اجرا می کنند. چند برنامه اولیه گلهای جاویدان به فرمی که شرحش رفت نبوده است. مرحوم داود پیرنیا در مصاحبه ای چنین می گوید:

«در سال 1334 که به همکاری با رادیو دعوت شدم و طی مذاکره ای با دکتر پرویز عدل، برنامه ای ادبی به نام گلهای جاویدان را پیشنهاد کردم، وسایل کار تا حدودی که وضع آن روز اداره تبلیغات اجازه می داد ، فراهم گردید.

اولین برنامه گلها با همکاری آقایان عبادی ، بنان ، صبا و عبدالعلی وزیری به مدت 10 دقیقه با مختصر گفتاری از حافظ با این ابیات شروع شد:

سلامی چو بوی خوش آشنایی

بدان مردم دیده روشنایی

درودی چو نور دل پارسایان

بدان شمع خلوتگه روشنایی

نمی بینم از همدمان هیچ بر جای

دلم خون شد از غصه، ساقی کجایی

این غزل آمیخته با آهنگی بود، اثر استاد علینقی وزیری و منظور من از حیث تطبیق آهنگ و شعر کاملاً تامین بود. دومین برنامه به مدت 10 دقیقه با این رباعی ، که آقای تقی روحانی به سبک انشا خواند ، آغاز شد:

در آتش خویش چون همی جوش کنم

خواهم که تو را دمی فراموش کنم

گیرم جامی که عقل خاموش کند

در جام درآیی و تو را نوش کنم

و در پی آن ، غزل مشهور مولانا با آوای بنان پخش شد:

من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه

صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه

ضمن همین برنامه بود که تعلق دیوان شمس تبریزی به مولانا خاطر نشان گردید.

در سومین برنامه از سعدی و چهارمین برنامه از عراقی (که جز نزد خواص معروف نبود) وقتی چند بیت به سمع شنوندگان رسید، ارزش این شاعران عرفانی بر همگان معلوم گردید.

همه شب بر آستانت شده کار من گدایی

به خدا که این گدایی ندهم به پادشاهی

سربرگ گل ندارم، ز چه رو روم به گلشن

که شنیده ام ز گلها همه بوی بی وفایی

به کدام ملت است این، به کدام مذهب است این

که کشند عاشقی را که تو عاشقم چرایی

من همیشه به یاد دورانی که افتخار خدمت به ادبیات ایران نصیبم شد، هستم و به طبع سیمای هنرمندان ارجمندی که با من همکاری داشتند، در دل و دیده ام جلوه گر است. امروز از آقایان احمد عبادی و جواد معروفی سپاسگزارم که عنایت فرموده ، سرافرازم داشته اند و نغماتی به یادگار نواخته اند. نغماتی که همیشه با گوش جان شنیده و خواهم شنید.»

برنامه گلهای جاویدان در واقع اولین سلسله برنامه از برنامه های گلها بوده است و تعداد هنرمندانی که در این برنامه هنرنمایی کرده اند نسبت به سایر برنامه های گلها محدودتر بوده اند که در این قسمت به نام تعدادی از این هنرمندان برجسته اشاره می کنیم.

خوانندگان ثابت برنامه های گلهای جاویدان: استادان ادیب خوانساری، تاج اصفهانی، غلامحسین بنان، حسین قوامی، اکبر گلپایگانی و عبدالوهاب شهیدی. خوانندگان دیگری که چند باری در این برنامه شرکت داشته اند عبارتند از: آقایان جواد ذبیحی، درویش امیر حیاتی و بانوان روح بخش، خاطره پروانه، مرضیه.

نوازندگان برنامه های گلهای جاویدان: استادان مرتضی خان محجوبی، ابوالحسن صبا، احمد عبادی، مهدی خالدی، لطف الله مجد، علی تجویدی، رضا ورزنده، جلیل شهناز، حسین تهرانی، جواد معروفی، حسن کسایی، پرویز یاحقی، حبیب الله بدیعی، فرهنگ شریف، عبدالوهاب شهیدی (عود)، درویش امیرحیاتی (تنبور)، امیرناصر افتتاح و بهرام شمس.

تعداد برنامه های گلهای جاویدان 157 برنامه می باشد که از شماره 1 شروع شده و تا شماره 157 ادامه داشته است. در پایان برنامه های گلهای جاویدان، گوینده با ذکر این عبارت برنامه را به پایان می برد: این هم گلی بود جاویدان از گلزار بی همتای ادب ایران، گلی که هرگز نمیرد. شب خوش.

 

برنامه گلهای رنگارنگ

چون در برنامه های گلهای جاویدان خبری از تصنیف و ارکستر گلها نبود، به تدریج این اندیشه در ذهن مرحوم پیرنیا راه یافت که موسیقی ضربی ایران نیز می باید در برنامه های گلها جایی داشته باشد، به خصوص که ترانه ها و تصنیف هایی که در رادیو ساخته و پخش می شد غالباً تحت تاثیر و نفوذ موسیقی بیگانه و فاقد اصالت کافی بود. تشکیل ارکستری از هنرمندان صاحب نام که بتوانند نظر او را جلب کنند نیاز به تامین بودجه ای داشت که از توانایی اداره کل انتشارات و رادیوی آن زمان خارج بود. پیرنیا با کوشش و زحمات طاقت فرسا موفق شد نظر مقامات سازمان برنامه و بودجه را به اهمیت موضوع جلب و اعتباری برای این منظور تحصیل کند و به این ترتیب ارکستر گلها تشکیل گردید و برنامه های گلهای رنگارنگ حاصل کار بود. برنامه با موسیقی ضربی و ارکستره که غالباً آهنگ بی کلام یک ترانه اصیل و سنگین بود آغاز می شد و گوینده برنامه بر روی این آهنگ چند شعر زیبا، دل انگیز با معنی و مضمونی دلکش و عمیق قرائت می کرد و این اشعار غالباً از شاعران معاصر انتخاب می گردید. پس از آن اشعار دیگری بر روی سازهای تنها قرائت می شد و سپس خواننده چند بیت شعر که غالباً قسمتی از یک غزل بود به آواز می خواند و در پایان برنامه آهنگ و تصنیف به صورت با کلام به وسیله خواننده و ارکستر اجرا می شد.

تفکر اندیشه نام گلهای رنگارنگ و انتخاب چنین نامی برای این برنامه را مرحوم استاد بنان در مصاحبه ای چنین می گوید:

«سال ها بود که در رادیو می خواندم، اما در آن زمان برنامه ای به نام گلها نبود. یک روز آقای پیرنیا مجله ای را به نام گلهای رنگارنگ که متعلق به یکی از دوستان من بود، دید و از نام آن مجله برای این برنامه اقتباس کردند.»

مرحوم استاد علی تجویدی از ضبط اولین برنامه گلهای رنگارنگ چنین می گوید:

«در آن موقع بیشتر آهنگ هایی که از رادیو پخش می شد، غیر از برنامه ای که انجمن موسیقی داشت، به وضع فلاکت باری افتاده بود، خوانندگانی که شایستگی خواندن نداشتند، غالباً ضمن اینکه در برنامه شرکت می کردند، ارکسترها هم به نام آنان بود. البته در میان آنها خوانندگان خوبی هم پیدا می شد. یادم می آید که در آن زمان اساتیدی نظیر صبا و محجوبی بسیار دلسرد شده بودند و تقریباً اوضاع به این شکل بود که انگار آن ها را کنار گذاشته اند. روزی در یکی از راهروهای رادیو با آقایی برخورد کردم که مرد محترم و جا افتاده ای بود ایشان ضمن ملاطفت به بنده گفتند: آقا نمی خواهید با برنامه جدید همکاری کنید، گفتم: کدام برنامه ؟ ، گفتند: «برنامه گلها» گفتم: من هنوز نشنیده ام ، درست هم می گفتم، چون یکی دو هفته بود که برنامه گلها شروع به کار کرده بود. این مرد بزرگوار که داوود پیرنیا نام داشت خدا بیامرزدش ، مرا سخت تحت تاثیر قرار داد و همان روز عصر آمدم نزد ایشان  و قطعه ای را نواختم ، چند روزی از این ماجرا گذشت و من ایشان را ندیدم ، ولی در برنامه ، ساز من توام با اشعاری دلچسب پخش شد. از آن موقع به بعد تصمیم گرفتم شخصاً با این برنامه بیشتر همکاری داشته باشم و بعد مجدداً آقای پیرنیا را دیدم و پیشنهاد کردم که ما یک ارکستری داشته باشیم، مرحوم پیرنیا ارکستری درست کرد با شرکت بنده ، استاد صبا ، محجوبی ، وزیری تبار ، حسین تهرانی و آقای مجد. به هر حال یادم است قطعه ضربی را ساخته بودم و این ارکستر اجرا کرد، تصمیم گرفتم که برای این برنامه آهنگی تهیه کنم اولین آهنگی که تهیه کردم، روی یکی از اشعار وحشی بافقی بود که خانم خاطره پروانه آن را خواند و فوق العاده مورد توجه قرار گرفت و مرحوم صبا هم فوق العاده مرا تشویق کرد. اما عرض کنم که اولین اجرا در برنامه گلها رنگارنگ در ماهور و آهنگی است منسوب به شیدا، به نام صورتگر نقاش چین.

اصل این آهنگ در چهارگاه است ولی در ماهور هم منتقل کرده اند وقتی که این آهنگ را آوردند، بنده مقدمه ای برایش ساختم و آن را با تار شاپور حاتمی، ضرب مرحوم مجیدی و ساز بنده اجرا کردیم که به عنوان اولین برنامه گلهای رنگارنگ اجرا شد. در اینجا لازم است یادی کنم از زحمتی که روح الله خالقی برای برنامه گلها کشیدند و تنظیم آهنگ های عارف و شیدا را برای این برنامه ، انجام دادند.»

برنامه های گلهای رنگارنگ از شماره 100 آغاز می شود و آخرین برنامه ای هم که موجود است شماره 581 می باشد، با این وجود باید گفت تعداد برنامه های گلهای رنگارنگ 481 عدد است اما اینچنین نیست. بعضی از شماره های این برنامه شامل شماره "ب" و "ث" نیز هستند. تعدادی از محققان، پژوهشگران و آرشیوداران ادعا می کنند این شماره های "ب" و "ث" 100 عدد هستند و با احتساب اینها جمعاً 581 برنامه گلهای رنگارنگ موجود است. اما نمی توان با اطمینان کامل و با صراحت تمام این تعداد را قبول کرد. به هر صورت در این برنامه هنرمندان بسیاری شرکت داشته اند اما خوانندگانی که بیشتر از همه در این برنامه شرکت داشته اند عبارتند از : استادان غلامحسین بنان، حسین قوامی، اکبر گلپایگانی، عبدالوهاب شهیدی و بانوانی چون مرضیه، الهه و ... .

همانطور که در معرفی برنامه های گلهای رنگارنگ اشاره شد، چون این برنامه ها شامل تصنیف می باشند و این تصانیف با نظمی کامل و به همراهی ارکسترهای بزرگ و هارمونی و تنظیم های استادانه صورت گرفته است، در این قسمت به استادانی که در امر تصنیف سازی همت گمارده اند اشاره می کنیم. تعدادی از آهنگسازان برجسته ای که در این برنامه آهنگ ساخته اند عبارتند از : استادان مرتضی محجوبی، علی تجویدی، روح الله خالقی، علی نقی وزیری، حسین یاحقی، جواد معروفی، مهدی خالدی، ابوالحسن صبا، موسی معروفی، مجید وفادار، حبیب الله بدیعی، پرویز یاحقی، همایون خرم، اسدالله ملک و ... . در ضمن همین برنامه ها آهنگهایی از آهنگسازان پیشین که در قید حیات نبوده اند نیز به سمع شنوندگان رسیده است که همراه با تنظیمی استادانه از سوی برخی اساتید صورت گرفته است. از جمله استادانی که در امر تنظیم کنندگی، ارکستراسیون و هارمونی شاخص برنامه گلها بوده اند می توان به نام استادان: علی نقی وزیری، روح الله خالقی، جواد معروفی، علی تجویدی ، پرویز یاحقی و ... اشاره کرد. از رهبران ارکستر برنامه های گلهای رنگارنگ می توان به نام استادان ابوالحسن صبا، روح الله خالقی، جواد معروفی و علی تجویدی اشاره کرد.

در پایان برنامه های گلهای رنگارنگ اولیه، گوینده با ذکر این عبارت برنامه را به پایان می برد: این هم گلی بود رنگارنگ از گلزار بی همتای ادب ایران، گلی که هرگز نمیرد. شب خوش.

 

برنامه برگ سبز

دلیل استفاده شدن نام برگ سبز را مرحوم سید جواد ذبیحی در مصاحبه ای چنین می گوید:

«از آنجایی که خود جناب داود پیرنیا  از ارادتمندان خاندان ولایت بودند و به دلیل این که خود من نیز از سادات هستم، جناب پیرنیا این اسم  را برای این برنامه انتخاب کردند. برگ سبز در شب های جمعه پخش می شد. اولین برنامه همه با نی استاد کسائی و تار استاد جلیل شهناز بود در سه گاه که من نیز اشعار مثنوی را می خواندم. مرحوم پیرنیا می خواست که اسم این برنامه را برگ سبز بگذارند، زیرا این برگ سبز از آن برگ سبزهایی است که هیچ وقت زرد نمی شود.»

همانطور که از مصاحبه مرحوم ذبیحی مشهود است، این برنامه ها حالت عرفانی خاصی داشته اند. برنامه های برگ سبز از شماره 1 شروع می شوند و تا شماره 312 ادامه دارند، البته تعداد معدودی از برنامه ها حاوی نسخه "ب" هم هستند. اولین برنامه برگ سبز با صدای مرحوم سیدجواد ذبیحی و نی استاد کسائی و تار استاد جلیل شهناز بوده است. صدای ذبیحی را سازی همراهی نمی کرد، بلکه پس از اجرای قطعاتی سازی آواز را ایشان بدون ساز اجرا می کرد. اولین برنامه هم با شعری از هاتف اصفهانی اجرا شد. فرم و شکل کلی برنامه های برگ سبز اینچنین است که غالباً برنامه ها در مدت 30 دقیقه اجرا می شدند. گوینده برنامه در ابتدای برنامه این دو بیت از شیخ عطار را قرائت می کند:

چشم بگشا كه جلوه دلدار
به تجلي است از در و ديوار
اين تماشا چون بنگري گويي
ليس في الدار غيره ديار

سپس نوازنده یا نوازندگانی تک نوازی و یا هم نوازی می کنند و سپس نوبت به اجرای ساز و آواز می رسد. در حین نوازندگی نوازندگان نیز همانند سایر برنامه های گلها، گوینده اشعار نابی را قرائت می کند. پس از پایان برنامه، گوینده برنامه را با این تک بیت از عراقی به پایان می رساند:

زیبد که ز درگاهت نومید نگردد باز

آنکس که به امیدی بر خاک درت افتد

آن گاه پس از قرائت این بیت، اینچنین می گوید:

«اين هم برگ سبزي بود، تحفه درويش ، علي نگهدار شما»

لازم به ذکر است که در برنامه های پایانی برگ سبز، اشعار ابتدایی و انتهایی برنامه قرائت نمی شود. خواننده 14 برنامه ابتدایی برگ سبز (به غیر از برنامه شماره 12)، مرحوم جواد ذبیحی است. اما در مورد برنامه شماره 12 حرف و حدیث بسیار است. چون در قسمت اعلام برنامه، نام خواننده معرفی نمی شود و در ضمن این خواننده فقط همین یک برنامه را در گلها اجرا کرده است، از این رو  نام ایشان برای بسیار از محققان و پژوهشگران گلها مبهم مانده است. خوانندگانی که بیشترین اجرا را در برنامه های برگ سبز داشته اند عبارتند از: استادان حسین قوامی، اکبر گلپایگانی، عبدالوهاب شهیدی و محمودی خوانساری.

چند برنامه جالب توجه نیز در برگ سبز ضبط گردیده است که می توان به آنها اشاره کرد: در برنامه های برگ سبز 20 و برگ سبز 20 ب، شاعر معاصر و گرانمایه مرحوم عماد خراسانی به همراهی سنتور استاد رضا ورزنده اشعاری از مولانا و اشعار خودش را به آواز در دستگاه شور اجرا می کند. در برنامه های برگ سبز 26 بانو زهره (منصوره اتابکی) شاعره معاصر، آوازی در دستگاه سه گاه با ویولن استاد حبیب الله بدیعی و در برگ سبز 33 نیز آوازی در مایه افشاری با ویولن استاد حبیب الله بدیعی اجرا می کند.

 

برنامه یک شاخه گل


در برنامه های شاخه گل 2 نوع برنامه وجود دارند که البته با احتساب برنامه های پایانی باید گفت 3 نوع شاخه گل اجرا می شده است.

نوع اول: برنامه هایی 15 دقیقه ای که در آن فقط تصنیف اجرا می شود و خبری از آواز نیست. بدین ترتیب که پس از قسمتی از آهنگ برنامه (به صورت بی کلام)، تک نوازی و یا چند نوازی نوازندگان پخش می شود و در پایان برنامه خواننده تصنیف را به همراهی ارکستر اجرا می کند. لازم به ذکر است تقریباً تمامی این تصانیفی که در برنامه های شاخه گل اجرا می شوند از برنامه های گلهای رنگارنگ گرفته شده اند و در واقع همان اجراها می باشند. البته در تعداد محدودی از برنامه ها خلاف این موضوع نیز پابرجاست. تعدادی برنامه های شاخه گل 15 دقیقه ای نیز موجود هستند که در آنها فقط ساز و آواز اجرا می شود و خبری از تصنیف نیست.

نوع دوم: برنامه های 30 دقیقه ای که در آنها ارکستر گلها آهنگی را به صورت بی کلام در ابتدا و انتهای برنامه اجرا می کنند و این آهنگ ها در واقع بی کلام هستند و در خلال برنامه شاهد ساز و آواز هستیم. البته تعدادی برنامه های 30 دقیقه ای نیز موجود هستند که هم شامل آهنگ کلام دار و هم ساز و آواز می باشند.

نوع سوم: برنامه های پایانی شاخه گل که اغلب به یک ساعت هم می رسند و در آنها چند خواننده هنرنمایی می کنند و در خلال این برنامه ها گاهاً آهنگهای با کلام هم اجرا می شوند.

در بین تمامی برنامه های شاخه گل استادان اکبر گلپایگانی، حسین قوامی، عبدالوهاب شهیدی و بانوان مرضیه و الهه بیشترین اجراها را دارند. در برنامه های شاخه گل گاهاً آهنگهای محلی (گیلانی، مازندرانی، بیرجندی، ارمنی و ...) نیز شنیده می شوند. اولین برنامه یک شاخه گل با صدای خانم آذر (حنانه) ، سنتور استاد فرامرز پایور و ویولن مرحوم استاد صبا، با دکلمه شعر (شعر از حاج میرزا حبیب خراسانی) توسط خانم کوکب پرنینان این چنین اجرا می شود:

امروز امیر در میخانه تویی تو

فریاد رس ناله مستانه تویی تو

مرغ دل ما را که به کس رام نگردد

آرام تویی ، دام تویی، دانه تویی تو

و یک تصنیف نیز در ماهور با صدای خانم آذر اجرا می شود که تصنیفی قدیمی است. برنامه های شاخه گل از شماره 1 شروع می شود و تا شماره 465 ادامه دارد و در یکی، دو تا از برنامه ها نیز شاهد نسخه "ب" هستیم.

 

برنامه گلهای صحرایی

این برنامه ها نوعی خاص و ویژه از برنامه های گلها هستند که متعلق به موسیقی محلی و فولکلوریک ایران می باشند. مرحوم پیرنیا در این برنامه ها سعی داشته است از تمامی مناطق ایران آهنگهایی محلی را به استماع شنوندگان برساند.

اولین برنامه گلهای صحرایی با صدای انوشه بود که او در این باره چنین می گوید: «همکاری ام را با رادیو از سال 1336 شروع کردم. اهل شیراز هستم و نام اصلی من عفیفی است، علت این نام مستعار، شغلم بود که فاصله زیادی با هنر داشت. اصلاً هم خیال نداشتم که یک روزی در رادیو بخوانم. با دوستی دیرینه ای که با مرحوم پیرنیا داشتم و اصرار بیش از حد ایشان و علاقه خودم مبنی بر اینکه آهنگ های شیرازی یک جایی باید ثبت بشود این کار را به بهترین شکلی که امکان داشت، انجام دادم و یک نواری در منزل تهیه کردم و به خدمت جناب پیرنیا دادم که گوش بدهد و هر کسی را که مستحق می داند آن ها را با موسیقی اجرا کند. در این نوار تمام آهنگ های شیرازی را خواندم و ضبط کردم. مدتی گذشت که شنیدم یکی از آهنگ ها پخش شده است. جناب آقای پیرنیا گفتند که بهتر از خودت کسی نیست و بعد رفتیم به رادیو، اولین برنامه گل های صحرایی آهنگی است شیرازی که در مایه لری منطقه فارس است و با این شعر شروع می شود:

راه رفتنت واویلا ، خندیدنت واویلا ، رقصیدنت واویلا

راه رفتنت، خندیدنت، میان دشت رقصیدنت واویلا

بوای بوام سوزانده

آسمان به آن گپی گوشه اش نوشته

هر کی یارش خوشگله جاش تو بهشته

دومین برنامه ، با ویلن پرویز یاحقی و سنتور ورزنده بود که بلال بلالم نام دارم. شعرش این است:

ایوای بالام بند او بالام بند ، به چتر یارم اشرفی بند

بلال بلالم بلا بلالم ، دلبر خداحافظ ، بکن حلالم

در برنامه گلهای صحرایی تا آنجا که یادم می آید خانم سیما بینا که تازه از برنامه کودک به برنامه گلهای صحرایی آمده بود و خانم غزال، روح انگیز، روح بخش ، خانم فتانه ، مرحوم داریوش رفیعی و چند نفر دیگر که یادم نیست شرکت داشتند. نام مستعار انوشته ، اسم پسرم است که بدین نام در برنامه گلهای صحرایی می خواندم.»

تعداد برنامه های گلهای صحرایی 62 برنامه است که از شماره 1 شروع می شود و تا شماره 62 ادامه دارد. یکی دو مورد از برنامه ها نیز شامل نسخه "ب" می باشند.

 

برنامه گلهای تازه

شکل گیری برنامه گلهای تازه

مرحوم اسماعیل نواب صفا در کتاب قصه شمع از قول بیژن فرازی اینچنین می گوید:

«در آبان ماه 1345 که هوشنگ انصاری وزیر اطلاعات شده بود دو تن از خوانندگان علیه پیرنیا شروع به تحریک می کنند، از جمله مرضیه که همه شهرتش را مدیون گلها می باشد، نامه ای علیه ایشان نوشته و تکثیر کرده بود. همه این مسائل بر ناراحتی روحی پیرنیا تاثیر گذاشته بود تا اینکه روزی اطلاع یافتم که قرار است انصاری کسانی را جهت بازرسی کارهای پیرنیا اعزام دارد. در اینجا باید یادآور شوم که پیرنیا در ازای خدماتی که انجام می داد حقوقی دریافت نمی کرد. هر نوازنده یا گروهی که کارشان را انجام می دادند پس از اختتام بر طبق یادداشتیکه پیرنیا امضا کرده بود دستمزدشان را از صندوق دریافت می کردند. بنابراین اصولاً پولی در اختیار پیرنیا نبود و حقوقی نمی گرفت که احتیاج به بازرسی داشته باشد آنهم چه کسی! می خواست نسبت به کدام شخص اینگونه بی حرمتی روا دارد؟! من قبلاً ماجرای اعزام بازرس را به پیرنیا گفته بودم. نیم ساعت بعد دکتر تسلیمی معاون وزارت اطلاعات و رضا عاطفی مدیر کل فنی رادیو بدون اجازه یا اطلاع قبلی وارد اطاق پیرنیا شدند. آن روز پیرنیا سیزده برنامه تازه حاضر و آماده داشت. آقایان وارد شدند، پیرنیا به هیچ یک اعتنایی نکرد. به من گفت هر برنامه ای می خواهند در اختیارشان بگذار. من هم یکی از برنامه های تازه را بر روی ضبط گذاشتم، پس از این که مقداری از مقدمه برنامه پخش شد دکتر تسلیمی اظهار داشت پس چرا در میان ارکستر، تنبک وجود ندارد؟ به ایشان توضیح دادم که مدتهاست در ارکسترهای بزرگ و موسیقی های هارمونیزه شده تنبک لازم نیست. آنها رفتند و پیرنیا نیز بلافاصله استعفای خودش را نوشت و برای وزیر فرستاد و وزارتخانه را برای همیشه ترک کرد و برنامه شماره 405 (گلهای رنگارنگ) آخرین برنامه ایست که زیر نظر پیرنیا ضبط گردیده است. این بود چگونگی رفتار با شخصیت بزرگ و قابل احترامی مانند داود پیرنیا. بنابراین بعد از این واقعه که هنوز هم از نوشتن آن متاثر می شوم، پیرنیا دیگر حاضر به ادامه خدمت نشد و اصرار دوستان و علاقه مندان مفید واقع نگردید و در آبان ماه 1350 در حالی که بیش از هفتاد سال داشت درگذشت.»

پس از اینکه مرحوم پیرنیا در سال 1344 از حضور در برنامه های گلها کناره گیری کرد، تا سال 1347 برنامه های گلها زیر نظر شادروان رهی معیری و همکاری محمد میرنقیبی ضبط می گردید. پس از اینکه مرحوم رهی معیری در سال 1347 بدرود حیات گفت، روانشاد پژمان بختیاری با میرنقیبی آغاز به همکاری کردند و این همکاری تا سال 1351 ادامه داشت. در اواخر سال 1351 سازمان رادیو تلویزیون این برنامه را به آقای هوشنگ ابتهاج (سایه) واگذار می کند و در واقع برنامه های گلهای تازه به وجود می آیند. ابتهاج شکل و نوع برنامه را تا حدودی تغییر داد. برنامه های گلهای تازه تا اندازه ای با دیگر برنامه های گلها متفاوت می باشد.

برنامه های گلهای تازه از شماره 1 شروع می شود و تا شماره 201 ادامه دارد. در این بین تعداد معدودی برنامه وجود دارند که شامل نسخه "ب" هستند. اولین برنامه گلهای تازه را استاد عبدالوهاب شهیدی با همکاری استاد جواد معروفی اجرا می کند. تعدادی از شماره های پایانی این برنامه وجود ندارند و در این مورد نقل قول های متفاوتی به گوش می رسد. عده ای معتقدند که این شماره ها قرار بوده ضبط شوند که ضبط نشده اند و در واقع وجود خارجی ندارند. عده ای دیگر معتقدند این برنامه ها ضبط شده اما در دسترس نیستند. در برنامه های گلهای تازه تعدادی از خوانندگان و نوازندگان سابق گلها شرکت نداشتند و عده ای هنرمندان جدید پا به عرصه جدید نهاده بودند. اشعار این برنامه بیشتر از شاعران متقدم هستند. در امر گویندگی برنامه ها در بیشتر موارد، گوینده جدیدی به نام خانم فخری نیکزاد عهده دار قرائت و دکلمه اشعار بوده است. بعضی از آثار گلهای تازه به صورت ارکستری اجرا شده که فرم کار با نوع ارکستر گلهای رنگارنگ متفاوت است. اکثر این آثار توسط هنرمندانی چون فرهاد فخرالدینی ، فریدون شهبازیان ، مصطفی کسروی و فریدون ناصری توسط ارکستر رادیو تلویزیون ملی ایران تنظیم یافته است و البته بسیاری از آهنگ ها و تصانیف قدیمی نیز با تنظیم استاد فرامرز پایور به شکلی دیگر اجرا شده اند.

بسیاری از هنرمندان از برنامه های گلهای تازه و نوع اجرای آن انتقاد می کنند در مقابل نیز عده ای دیگر این برنامه ها را تایید می کنند. شخص نگارنده در این قسمت، بدون اینکه نظر شخصی و یا تحلیل های شخصی خود را به خواننده القا کنم، نقل قول هایی را در این زمینه یادآور می شوم و در واقع قضاوت را بر عهده خوانندگان گرامی می گذارم.

مرحوم استاد پرویز یاحقی در مصاحبه ای با حبیب الله نصیری فر در کتاب "گشت و گذاری در موسیقی سنتی ایران" چنین می گوید:

«حدود سال های چهل و چهار و پنج بود که داود پیرنیا از رادیو رفت و با رفتن او از رادیو، برنامه های گلها پژمرده شد و از بین رفت به طوری که بعد از رفتن او از رادیو، برنامه گلها دیگر گلی نشد چه رسد به اینکه گلها باشد. ای کاش که بعد از فوت پیرنیا متوقف شده بود ولی آمدند پس از مرگ او دست درازی کردند به این برنامه ها و رشته رشته کردند آن را و صورت ها و ابعاد عجیب و غریب دادند به آن و پخش کردند و آن چه را که مرحوم پیرنیا و همکارانش از بزرگان موسیقی و فرهنگ صوتی ایران بودند مانند آثاری از کلنل وزیری، خالقی، عارف و شیدا و بسیاری از آثار ارزنده دیگری را که آرانژمان شده بود و برای تنظیم آن ها زحمت فراوان کشیده شده بود متاسفانه دستکاری کردند و قطعه قطعه نمودند و با اظهار نظر کردن های عجیب و غریب که آقا این درست نیست، این باید این طوری باشد، بیایید یک کاسه کنیم برنامه ها را و اسامی دیگری روی این برنامه ها گذاشتند که خود آن اسم ها هم غلط و نابجا بود. ... . بزرگترین فاجعه ایی که بعد از پیرنیا در این مورد به وقوع پیوست از هم پاشیده شدن ارکستر بزرگ گلها بود که با آن همه مرارت و زحمت درست شده بود که تعدادی از این هنرمندان را فریدون ناصری هنرمند ارجمند از دیگر دستگاه های هنری مملکت با چه خون دلی برای همکاری با برنامه های گلها به رادیو آورده بود، نمی آمدند همکاری کنند و می گفتند آقا، آن دستگاه ما را اخراج می کند و حقوقمان را نمی دهد ولی آقای ناصری به خاطر سوابق دوستی و معنوی که با زنده نام داود پیرنیا داشت این هنرمندان را آوردند و آن برنامه های ارزنده را نواخته و ضبط گردید. البته اتهاماتی هم به پیرنیا می زدند در ارتباط با برنامه های گلها ولی یک چیزی که در گلها بود و هیچ کس هم نمی تواند آن را انکار نماید این بود که همه چیز گلها بر مبنای یک ضابطه بود، یعنی هر آهنگسازی حق داشت آهنگ برای برنامه های گلها بسازد و اگر می ساخت پیرنیا نمی پذیرفت و اگر پیرنیا قبول می کرد، خالقی آن را نمی پذیرفت و اگر خالقی قبول می کرد، معروفی قبول نمی کرد و از نظر تیزبین و موشکاف هر یک از اینها باید می گذشت تا به برنامه گلها راه پیدا می کرد. همین طور شعر، دقیقاً به همین شکل بود اگر همه شان می پذیرفتند، رهی معیری نمی پذیرفت. اگر رهی زیر بار می رفت پیرنیا قبول نمی کرد. به هر حال به این طریق آهنگ و شعر یک دست چین از بهترین ها بود. یک روزی علی نقی خان وزیری در مجلسی می گفت: «من خداوند را با شیدا شناختم و پی به وجود خدا بردم و خداوند را قبول دارم». حالا فریدون ناصری عقیده دارد که شیدای دوم را در وجود مرتضی محجوبی می دیده که اتفاقاً از جهت ریخت و قیافه و برخورد و حرکات هم، دقیقاً به شیدا می ماند. وی پیانو، این ساز عجیب و غریب بین المللی را به صورتی می نواخت که شما اگر اهل فن بودید برایتان حیرت آور بود و مثل یک ساز کششی، در حالی که می دانیم یک ساز چکشی است. در هر حال بعد از پیرنیا، با یک دست گروهی از آدم هایی که با این مسائل بیگانه بودند و نمی دانستند کار هنری و موسیقی و شعر و شاعری و فرهنگ صوتی چیست، ضابطه به رابطه بدل گردید، یعنی حسن علی خان هم که در ارکستر مثلاً شماره 2 کاری ارائه کرده بود آوردند و گفتند آقا یک شعر اول و یک شعر هم آخر و یک قطعه ساز هم وسطش بگذار! این هم می شود برنامه گلها. اولاً اینجا این ضابطه شکست و هر کسی راه پیدا کرد، البته اشتباه نشود، اینجا مسئله راه بندان نبود و این فکر پیش نیاید راه برای عده ای بسته شده بود. گلها یک برنامه وسیع و پر محتوا با تکنیکی عالی بود که هر کسی راهی در آن نداشت و نمی توانست در یک چنین برنامه ای راه داشته باشد جز اساتید و چیزی لازم بود که در حد و شان گلها بود که در وجود خیلی ها آن چیز وجود نداشت و متاسفانه با فوت داود پیرنیا، این حد و مرز به هم خورد. همه راه پیدا کردند و برنامه گلها به حد یک برنامه معمولی و عادی و بعضی مواقع حتی به صورت یک برنامه ساده تنزل پیدا کرد. یکی از حسن های پیرنیا این بود که برای ضبط هر برنامه گلها با بسیاری از اساتید مشاوره می کرد و در میان می گذاشت و حتی با کسانی که به آنها دسترسی حضوری نداشت تلفن می کرد و همه نظرها را پرس و جو می کرد و دقیقاً هر برنامه را با یک وسواس و بررسی کامل و همه جانبه ضبط می کرد که آن هم ساعت ها گاهی تا سپیده صبح که می زد، با اعضای گروه گلها در رادیو به سر می برد، در صورتی که خیلی ها در آن ساعات در خواب ناز بودند در منازلشان.»

در مقابل عده ای معتقدند، برنامه های گلهای تازه مجالی برای ظهور هنرمندان جوانی بود که تاثیر گذار بودند و برنامه های جالبی را اجرا کردند. آهنگسازان جدیدی پا به عرصه وجود نهادند. بسیاری از پیش درآمدها، رنگ ها و تصانیف قدیمی با حال و هوایی تازه و تنظیم های جدید به گوش رسیدند و ... .

در این قسمت با پایان یافتن معرفی برنامه گلهای تازه به موارد دیگری از برنامه های گلها می پردازیم.

 

آهنگسازان گلها

در سایر برنامه های گلها، علاوه بر آهنگهای قدیمی هنرمندانی چون : شیدا ، عارف ، درویش خان ، حسام السلطنه و ... که آهنگهایشان در برنامه گلها تنظیم یافته بود و اجرا می گردید آهنگسازان هم عصر نیز آهنگهایی برای این برنامه می ساختند. این آهنگسازان عبارتند از استادان: مرتضی محجوبی، علی نقی وزیری، ابوالحسن صبا، روح الله خالقی، علی تجویدی، جواد معروفی، مهدی خالدی، حسین یاحقی، رضا محجوبی، موسی معروفی، پرویز یاحقی، مجید وفادار، محمد بحرینی پور، مرتضی نی داود، حبیب الله بدیعی ، همایون خرم، مهدی مفتاح، حسین علی ملاح، اسماعیل مهرتاش، ابراهیم منصوری، محمد میرنقیبی، زرین پنجه، سلیم فرزان، انوشیروان روحانی، اسدالله ملک، جواد لشکری، بزرگ لشکری، فرامرز پایور، فرهاد فخرالدینی، فریدون شهبازیان، مصطفی کسروی ، بهرام صمیمی، جهانبخش پازوکی، موید ثابتی، خاچاطوریان و ...

 

گویندگان گلها

در برنامه های گلها، گویندگان بسیاری وظیفه قرائت اشعار متن برنامه ها را عهده دار بوده اند که در این قسمت به ذکر نام آنها می پردازیم. این هنرمندان عبارتند از آقایان و خانم ها: صدیقه رسولی (روشنک)، اسدالله پیمان، کوکب پرنیان، تقی روحانی، اکبر مشکین، فروزنده اربابی، بهرام سلطانی، نورالدین ثابت ایمانی، قدسی رهبری، مرتضی اخوت، آذر پژوهش، فیروزه امیر معز، محمد سلطانی، شمسی فضل اللهی، مولود عاطفی، ایراندخت پرتوی، مهناز، فرخنده، جمشید عدیلی، رضا معینی، فریدون توفیقی، فخری نیکزاد، امیر نوری و ...

خانم روشنک در مصاحبه ای در سال 1354 چنین می گوید:

«نام اصلی من صدیقه سادات رسولی است در سال 1327، با سمت گویندگی وارد خدمت رادیو شدم و تا سال 1334 در قسمت های مختلف رادیو گویندگی می کردم.

زمانی که می خواستم وارد رادیو شوم ، 81 نفر جهت گویندگی شرکت کرده بودند که از میان آنان قبول شدم کسانی که از من امتحان گرفتند: مرحوم سعید نفیسی ، حسینقلی مستعان، حسین زاهدی، مرحوم صبحی و چند نفر دیگر هم بودند که الان یادم نیست. مرحوم پیرنیا از برنامه سوم گلها مرا دعوت به همکاری کردند. نام روشنک را هم ایشان برایم انتخاب کرد و اولین شعری را که در برنامه گلها خواندم ، این بود:

طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد

در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد

شب که خورشید جهان تاب، نهان از نظر است

طی این مرحله با نور مهی باید کرد

از خاطراتم این است که گاهی که از رادیو بیرون می آمدم، جوانان علاقه مندی در بیرون رادیو بودند که از من می خواستند اشعاری را که در برنامه گلها می خوانم، برایشان بنویسم. ولی همیشه به دلیل جوان بودن آنها این شعر را برایشان می نوشتم.

نخست موعظه پیر می فروش این بود

که از معاشر ناجنس احتراز کنید

اما حالا پس از گذشت چند سال اگر قرار باشد مطالبی بنویسم، این شعر را هم اضافه می کنم:

از امروز کاری به فردا نماند

چه دانی که فردا چه آید زمان»

 

در پایان یک بار دیگر تعداد برنامه های گلها را متذکر می شویم:

گلهای جاویدان (157 برنامه)

گلهای رنگارنگ (581 برنامه)

برگ سبز (312 برنامه)

یک شاخه گل (465 برنامه)

گلهای صحرایی (62 برنامه)

گلهای تازه (201 برنامه)

 

منابع :

کتاب سرگذشت موسیقی ایران نوشته استاد روح الله خالقی (دو جلدی)

کتاب تاریخ تحول ضبط موسیقی در ایران نوشته دکتر ساسان سپنتا

کتاب قصه شمع نوشته اسماعیل نواب صفا

کتاب مردان موسیقی سنتی و نوین ایران نوشته حبیب الله نصیری فر (دو جلدی)

کتاب گشت و گذاری در موسیقی سنتی ایران نوشته حبیب الله نصیری فر

کتاب ادیب خوانساری آوای جاودان در موسیقی ایران نوشته دکتر شیرین ادیب

کتاب گلهای تازه نوشته علیرضا دربندی

کتاب تاریخچه تاسیس رادیو نوشته حبیب الله نصیری فر

نوارهای صوتی برنامه های گلها

نوارهای صوتی مصاحبه با اساتید

مجله موزیک ایران

اطلاعات شخصی 


2 نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 20:57  توسط علی شریفی  |  نظرات شما >


 موضوع : برنامه های گلها


این وبلاگ به زودی با مقاله ای با عنوان "شکل گیری موسیقی در رادیو ایران و شکل گیری برنامه های گلها" بروز رسانی می شود.

از آتـش عشــق هر که افروخته نیست                    

با او سـر سـوزنی دلـم دوخـتـه نیست

گـر ســوخـتـه دل نئی ز مـا دور کـه ما                  

آتـش به دلی زنیم کـو سـوخـته نیست


2 نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 17:19  توسط علی شریفی  |  نظرات شما >


 موضوع : سالشمار زندگی استاد ادیب خوانساری - آثاری از استادان گلپا و ادیب خوانساری


نوای آسمانی آید از گلبانگ رود امشب

بیا ساقی که رفت از دل، غم بود و نبود امشب

فراز چرخ نیلی ، ناله مستانه ای دارد

دل از بام فلک دیگر نمی آید ، فرود امشب

با کلامی موزون ، زیبا و عرفانی که برخاسته از دل عاشقی چون شادروان رهی معیری است آغاز سخن می کنم و با پستی دیگر در خدمت دوستان صاحب دل خواهم بود.

سخن پرمایه و متفکرانه استاد اکبر گلپایگانی که همیشه و همه جا فرموده اند: "یگانه آوایی که روح مرا اغناء کرد آوای مرحوم استاد ادیب خوانساری بود." ، هر انسان هنرمند و هنردوستی را وادار می کند که با مراجعه به گنجینه آثار استاد ادیب خوانساری به مهارت ، توانایی و استادی این هنرمند ارزنده پی ببرد. بنده نیز چند صباحی است که مراجعتی عمیق به آثار استاد ادیب داشته ام و واقعاً شیفته این صدای زیبا و آسمانی با آن غنا و حس عارفانه آن شده ام. در این پست نیز قصد دارم از دو هنرمند ارزنده ای یاد کنم که بسیاری از لحظات زندگی ام با آوای بی بدیل آنان رقم خورده و حاصل آن ، انس و الفتی عمیق و نا گسستنی بوده است.

سالشمار زندگی استاد اسماعیل ادیب خوانساری

1280- تولد در شهر خوانسار

1294- پوشیدن لباس طلبگی - در این ایام با صدای زیبا خود موذن مسجد می شود.

1295- آغاز تعلیم ردیف های آوازی تحت نظر مرحوم عندلیب گلپایگانی (تولایی)

1298- عزیمت به اصفهان و آغاز تعلیم ردیف ، دقایق و ظرایف مکتب آواز اصفهان زیر نظر مرحوم سید عبدالرحیم اصفهانی - آغاز آشنایی و دوستی با استاد جلال تاج اصفهانی در مکتب سید عبدالرحیم.

1300- آغاز تعلیم زیر نظر مرحوم نایب اسدالله (نوازنده چیره دست نی) جهت آشنایی با شیوه های مختلف همراهی ساز با آواز و جواب آواز

1301- تعلیم از محضر مرحوم میرزا حبیب اصفهانی (شاطر حاجی) که یکی از شاخص ترین چهره های مکتب آوازی اصفهان بود. در ضمن در همین ایام از محضر مرحوم میرزا حسین خضوعی (ساعت ساز) که یکی دیگر از چهره های شاخص مکتب آواز اصفهان بود، تلمذ می نمود.

1302- سفر به مناطق بختیاری و جنوب ایران و آشنایی با زبان ، فرهنگ و نغمه های محلی لری و بختیاری که بسیار مورد علاقه ایشان بود.

1303- عزیمت به تهران و آشنایی با گروهی از برجسته ترین موسیقی دانان - آغاز تلمذ از حضور بزرگانی چون غلامحسین درویش خان ، حسین خان اسماعیل زاده و ... - آشنایی با بزرگانی چون حبیب سماعی ، مرتضی محجوبی ، موسی معروفی ، علی اکبر شهنازی ، عبدالحسین شهنازی ، مرتضی نی داوود و ... - ضبط اولین صفحه گرامافون در سن 23 سالگی به همراهی نی مرحوم مهدی نوایی

1305- همزمان با آغاز ضبط دور دوم صفحات گرامافون 78 دور از ادیب جوان دعوت به عمل تا صفحاتی را با همکاری استادانی چون مرتضی محجوبی ، موسی معروفی ، حسین یاحقی و ... ضبط کند. - تاسیس جامعه باربد به همت استادان اسماعیل مهرتاش و ادیب خوانساری

1309- آغاز فعالیت های اداری (دولتی) با انجام وظیفه در بلدیه (شهرداری) تهران

1310- ضبط صفحاتی به همراهی تار مرحوم عبدالحسین برازنده

1312- برگزاری کنسرتی به یاد عارف قزوینی با عنوان "یک شب به یاد عارف"

1313- ضبط صفحاتی با کمپانی اودئون

1314- به درخواست خود به مدت 2 سال از بلدیه تهران به بلدیه اصفهان منتقل می شود.

1315- تغییر نام خانوادگی خود از نکیسا به ادیب خوانساری

1316- انتقال مجدد به تهران و انتصاب به سمت مدیریت کل تلفنخانه شمیران به مدت 2 سال

1318- انجام خدمت در شرکت نفت میهن وابسته به شرکت نفت ایران و انگلیس

1319- به هنگام تاسیس رادیو تهران از اولین خوانندگانی بود که با آن دستگاه همکاری کرد.

1320- با درگذشت حسین خان اسماعیل زاده، دو شاگرد ایشان، استادان ادیب خوانساری و حسین قوامی به یاد ایشان برنامه اجرا کردند.

1321- اجرای زنده آواز در رادیو ایران به همراهی ساز استادانی چون مرتضی محجوبی ، علی اکبر شهنازی ، مهدی خالدی ، مرتضی نی داوود ، حبیب سماعی و ...

1323- با تاسیس انجمن موسیقی ملی به همت استاد روح الله خالقی، استاد ادیب خوانساری از بدو تاسیس انجمن، با این انجمن همکاری داشت و کنسرتهای متعدی با ارکستر انجمن اجرا نمود.

1324- ضبط صفحاتی بعد از جنگ جهانی دوم توسط کمپانی هیز مسترز ویس - ضبط چند صفحه با همکاری ارکستر استاد جواد معروفی

1325- با درگذشت مرحوم حبیب سماعی ، استاد ادیب خوانساری به یاد ایشان و در گرامیداشت ایشان برنامه اجرا کرد.

1327- ضبط دو صفحه معروف شور و سه گاه به همراهی ارکستر طاطایی - انتقال مجدد به شهرداری تهران و ادامه کار با عنوان ریاست بایگانی کل شهرداری تهران

1328- همکاری مجدد با رادیو ایران (پس از چند سال عدم همکاری به دلایل مختلف) - به موجب حکمی به عضویت افتخاری کمیسیون فنی موسیقی رادیو در می آید.

1329- ضبط یک اثر نفیس و با ارزش با هنرنمایی استادان مرتضی محجوبی ، رضا محجوبی و آواز و تنبک ادیب خوانساری

1330- از آغاز این دهه ضبط نوارهای مغناطیسی متعددی را به همراهی ساز نوازندگان مختلف سپری می کند، از جمله ضبط اثری نفیس در دستگاه همایون با همکاری استادان ادیب خوانساری ، مرتضی محجوبی ، حسین یاحقی ، رضا ورزنده ، لطف الله مجد و مهدی غیاثی

1332- کناره گیری از رادیو ایران به دلایل مختلف - ضبط 15 نوار با همکاری استادان ادیب خوانساری و مهدی خالدی که متاسفانه پس از چند سال توسط مشیر همایون شهردار، تعدادی از این نوارها از بین رفت.

1334- همکاری مجدد با رادیو - دعوت به برنامه گلها جهت همکاری با این برنامه وزین - ضبط نواری نفیس در منزل استاد صبا با همکاری استادان ادیب خوانساری ، ابوالحسن صبا ، حسن کسایی ، حسین تهرانی و منوچهر همایون پور

1340- بازنشستگی از شهرداری تهران

1344- خبر درگذشت استاد مرتضی خان محجوبی ، استاد ادیب را بسیار متاثر و افسرده می کند.

1349- دعوت از ایشان توسط مرکز حفظ و اشاعه موسیقی جهت تدریس در این مرکز (مرحوم ادیب به دلیل کسالت و بیماری نپذیرفتند.)

1351 تا 1355- تعلیم آواز و ردیف آوازی به تعدادی از هنرجویان رادیو در محل رادیو

1353- تجلیل از استاد ادیب خوانساری در مراسمی در تالار رودکی تهران

1356- ضبط یک دوره ردیف آوازی به همراهی تار مرحوم ابراهیم سرخوش

1361- درگذشت استاد ادیب خوانساری (ساعت 4 صبح روز ششم فروردین ماه 1361)

1362- برگزاری مراسم یادبودی به مناسبت یکمین سالگرد درگذشت ایشان در منزلشان به همت دختر ایشان، خانم دکتر شیرین ادیب (در این مراسم بسیاری از هنرمندان شرکت کردند.)

-=-=-=--=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

دانلود آواز همایون با همکاری استادان ادیب خوانساری و رضا ورزنده

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=- 

به یاد استاد

در یکی از برنامه های جالب بزم شاعران، مرحوم مهدی سهیلی (موسس و مجری این برنامه) از استاد اکبر گلپایگانی درخواست می کند برنامه ای را به یاد استادش، ادیب خوانساری اجرا کند. ایشان از استاد گلپا درخواست می کند تا صفحه معروف شور استاد ادیب را بازخوانی کند. استاد گلپایگانی هم با مهارت و توانایی عجیبی این آواز را اجرا می کنند. در این برنامه استادان اکبر گلپایگانی ُ پرویز یاحقی و فرهنگ شریف هنرنمایی می کنند.

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

دانلود بزم شاعران با همکاری استادان گلپا ، یاحقی و شریف

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

بارها و بارها نوشته ام جمع آوری و مدون کردن برنامه های گلها و سایر برنامه های موسیقی فاخر ایران کار بسیار با ارزش و مهمی است که باید توجه بیشتری به آن داشته باشیم. از همه دوستان خواهشمندم چنانچه به آثاری دسترسی دارند و یا آرشیوی در اختیار دارند حتما ما را هم مطلع کنند تا در صورت امکان تبادلاتی داشته باشیم.

در حال حاضر توجه ما بیشتر معطوف به آثار استادان اکبر گلپایگانی و ادیب خوانساری است. دوستان اگر لیست آثاری از این اساتید در اختیار دارند حتما به آدرس ایمیل بنده بفرستند تا در صورت توافق تبادل نماییم. در ضمن همچون گذشته آثار سایر خوانندگان و نوازندگان دیگر هم شامل تبادل می باشد اما همانطور که عرض کردم آثار استادان ادیب و گلپا برای بنده از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.


2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 21:35  توسط علی شریفی  |  نظرات شما >